[ad_1]

کلودیو لاوانگا ، خبرنگار اخبار NBC در رم ، از طیف گسترده ای از داستان ها گزارش داد. اخیراً ، او به اسناد قربانی وحشتناک همه گیری در ایتالیا ، جایی که xxx درگذشت و xxx بیمار بود ، کمک کرد. اکنون ، هنگامی که کشور از موج سوم Covid-19 عبور می کند ، وی توضیح می دهد که چگونه خانواده اش بخشی از داستان شدند.

رم – از زمانی که ایتالیا به کانون همه گیری Covid-19 در اروپا تبدیل شد ، من تعداد افرادی را که هر روز مثبت آزمایش می شوند ردیابی می کنم. او به سرعت به ده ها هزار هزینه سرد روزانه ، یک بولتن نظامی در نبرد با یک دشمن نامرئی رسید.

سپس ، در 23 ژانویه ، این تعداد به خانه برگشت.

از میان 1،331 نفری که در ایتالیا آن روز آزمایش مثبت داشتند ، یک نفر مادرم ، آنتونیا بود که برای همه کسانی که او را با نام آنتونیتا می شناختند ، شناخته شد.

بنابراین پس از یک سال دوری از Covid-19 ، فهمیدم وقت آن رسیده که به خانه سفید دو طبقه ای که در حومه میلان در آن بزرگ شده ام برگردم. وقت آن بود که مادرم را ببینم – حتی از دور.

آنتونیتا از یک ساختمان فرعی بالاتر از خانه خانوادگی ما استقبال کرد ، جایی که او از پدر و خواهرم ماریا جدا شده بود ، که اوایل سال جاری تصمیم گرفت مادرم را قرنطینه کند و در نهایت ویروس را گرفت.

تابوت با افرادی که در مارس 2020 در کلیسای قبرستان Serravalle Scrivia در الساندریا ، ایتالیا جان خود را از دست دادند.پرونده Flavio Lo Scalzo / Reuters

هنگامی که من پسر بودم ، مادرم یک دیکتاتور خیرخواه کوچک بود ، و برای ما ، بچه های خانه ، فرامین را فریاد می زد.

حالا ، او توسط پدرم در یک آپارتمان کوچک و در بلوک های خاکستر از دنیا جدا شده بود ، او به سختی توانست “سیائو” بلندی را به زبان بیاورد.

Covid-19 فقط صدای خود را پایین نیاورد.

پشت پنجره ایستاده بود ، او حتی کوچکتر و ضعیف تر به نظر می رسید ، و این واقعیت که من نمی توانم نزدیک شوم ، چه رسد به اینکه او را در آغوش بگیرم ، آسیب های ناشی از ویروس را آشکار می کند: این بیماری نه تنها کشنده است ، بلکه خانه ها را از پناهگاه های امن در مناطق خطرناک و اقوام در اسب های تروا.

تست مثبت

آنتونیتتا Covid-19 را در مکان دیگری گرفتار شد که قرار بود یک منطقه امن باشد: بیمارستان به اصطلاح بدون کوید. او سرطان دارد و در یک سری آزمایشات در بخش انکولوژی بستری شده است.

روز بعد از اسکان وی ، به من زنگ زدند که آیا خوب خوابیده است یا خیر ، او به من گفت: “نه ، یک خانم در اتاق من تمام شب سرفه کرده است.”

دو روز بعد ، آزمایش هم اتاقی من مثبت شد و مادرم به سلول انفرادی منتقل شد تا نتیجه آزمایش خودش برگردد.

بیمارستان برای رسیدگی به بیماران ویروس کرونا مجهز نبود ، بنابراین پرسنل وحشت زده به ندرت وارد اتاق وی می شدند و آنها غذا را درب منزل می گذاشتند ، گویا در زندان بودند. از نظر مادرم ، Covid-19 مانند یک زندان محکوم شد.

سه روز بعد ، مثبت شد.

این واقعیت که این ویروس به بیمارستانی نفوذ کرده است که باید عاری از آن باشد ، استعاره ایتالیا است.

این کشور ، به ویژه در شمال ثروتمند ، جایی که پدر و مادر من هنگام ازدواج تازه ازدواج کردند ، ویروس کرونا ویران کرد. پول و خدمات عمومی فراوان مانع از گسترش ویروس در شهرها و روستاها ، بیمارستان ها و خانه های بازنشستگی شد.

یک کارگر بهداشتی اوایل ماه جاری میلادی دوز واکسن Moderna را به خانمی 80 ساله در خانه خود در درونرو ایتالیا تزریق کرد.مارکو برترلو / خبرگزاری فرانسه – گتی ایماژ

والدین من بخشی از یک نسل مشخص از ایتالیایی ها هستند که با وعده ایمنی ، ثبات و رفاه از جنوب جذب شدند.

این دو نفر 50 سال پیش برای اولین بار در یک سفره شام ​​خانوادگی در شهر Scampipela دیدار کردند. او 18 ساله بود و ناتالینو ، پدر من ، 10 سال از او بزرگتر بود. آنها به زودی ازدواج کردند. خانواده ما با موجی منتقل شدند که ایتالیا را از نابودی پس از جنگ بیرون کشید تا به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شود. و این بود

آنها خستگی ناپذیر برای ایجاد زندگی کار کردند.

پدر من شبانه روز در چندین شغل در همسایه سوئیس کار می کرد ، اما بیشتر به عنوان راننده کامیون و تاجر شراب کار می کرد. او آخر هفته به میلان برمی گردد تا خانه را تمام کند. طبقه دوم یک آپارتمان جداگانه است – مجبور شد یکی از ما بچه ها را جذب کند تا بعد از بازنشستگی با آنها زندگی کنیم. هیچ یک از ما این کار را نکردیم و سالهاست که به عنوان نمادی از ناسپاسی ما خالی مانده است.

حالا آپارتمان زندان مادرم است.

صورت به ماسک

یک شب اخیر ، وقتی مادر و خواهرم توسط ویروس بالا بسته شد ، من و پدرم با یک بطری Primitivo ، یک شراب قرمز از جنوب ایتالیا که هم او و هم مادرم متولد شده اند ، پشت میز آشپزخانه نشستیم. به اشتراک گذاشتن یک لیوان شراب کاری است که می خواستم قبل از بزرگ شدن برای نوشیدن با پدرم انجام دهم.

قدیمی ترین تصویری که از پدرم گرفته ام مربوط به من به عنوان یک کودک کوچک است که سعی در گرفتن لیوان شرابی را که در دست داشت گرفته است. این روزها آن را برای او می ریزم.

وی بازگو کرد که چگونه در یکی از دیدارهای خانه اش در یک شام خانوادگی مادرم را ملاقات کرده است.

وی گفت: “ما به هم نگاه كردیم: می دانستیم.”

آنچه که او بیش از همه به آن افتخار می کند این است که برای ازدواج با مادرم ، مجبور به ربودن او نبود. در آن زمان ، در شهرهای کوچک جنوب ، ازدواج های عادی هنوز امری عادی بود و زوجین اغلب برای ازدواج با عشق واقعی خود مجبور به “آدم ربایی” می شدند.

نقاشی دیواری ای که به افتخار کارگران پزشکی توسط هنرمند خیابانی لاپو فتای در میلان نقاشی شده است.میگل مدینه / خبرگزاری فرانسه – پرونده تصویری گتی

والدینم اینطور نیستند. در مورد آنها ، دیگر نیازی به آدم ربایی یا عروسی با تفنگ نبود.

ناتالینو مردی نیست که صمیمیت او راحت باشد ، بنابراین وقتی او فوران کرد تعجب کردم: “او هنوز هم زیبا به نظر می رسد. او همیشه بوده است. “

آنها در یک خانه هستند ، اما او هنوز دلش برای او تنگ شده است ، و ممکن است ترس داشته باشد که او فرصتی را برای گفتن به او از دست بدهد.

دلش برای او نیز تنگ شده است.

یک روز عصر در ساعت 4 صبح – بعد از یک ماه منزوی در طبقه بالا – مادرم بلند شد ، لباس پوشید ، چرخ دستی اکسیژن خود را مالش داد و آن را باز کرد. به نظر می رسید که پله شیب دار از هیمالیا در حال پایین آمدن است: به دلیل مشکلات حرکتی ، هر پله یک دامنه لغزنده به سقوط مرگبار احتمالی است.

برای پوشش کامل شیوع ویروس کرونا ، برنامه NBC News را بارگیری کنید

او اکسیژن را آزاد کرد ، نرده را گرفت و از طبقه پایین رفت. او به آپارتمان زیر رسید ، قفل در را باز کرد و زنگ هشدار به صدا درآمد. او قصد داشت مانع از حمله متجاوزان شود. و به نوعی ، مادر من به دلیل Covid-19 بود: فرار از قفل ، اسب تروا در خانه خودش.

پدرم از خواب بیدار شد و از صدای ناشنوا مبهوت شد و از رختخواب پرید و به سمت در دوید. ماریا به من می گوید ، و در آنجا ایستاده بودند ، چهره ای ماسک ، بی حس و گیج ، قادر به یادآوری کد غیرفعال کردن زنگ در نبود.

این یک استعاره کامل از وضعیتی است که ویروس آنها را در آن قرار داده است: نزدیک شدن به یکدیگر زنگ خطر را ایجاد کرد و آنها نمی دانستند چگونه خطر را خنثی کنند.

[ad_2]

منبع: dastchin-khabar.ir