همین نگرانی از باب این که منتقدان، مدیران مدنی چیزی نگویند و در عین هم اکنون جشنواره های خارجی و عده مردمان کشور‌ایران هم فیلم را بپسندند، سبب شده که اصغر فرهادی از شکل سینمایی اش بیرون اصغر فرهادی دلیر گفت شود. مازیار فکری ارشاد در ادامه درباره حواشی پیرامون اصغر فرهادی و نسبت های سیاسی متفاوتی که به او دیتا میشود، گفت: حیاتی این که بخواهیم یک فیلمساز را به عنوان نماد فیلمسازی یک کشور مطرح کنیم موافق نیستم؛ انتظارات زیادی که ما از یک فیلمساز داریم و گهگاه وقت ها میخواهیم در قامت یک پهلوان و حتی ضدقهرمان به مردم معرفی نماییم عمل صدق نیست. محمدتقی فهیم هم در ادامه باز‌نگری سطح آخرین ساخته اصغر فرهادی نسبت به دیگر آثارش، گفت: من دوبار این فیلم را تماشا کردم و به دنبال اشکال آن بودم که ادله عدم تاثیرگذاری آن در چیست؟ این زندانی بهنوعی یادآور به عبارتی زندانی اعدامی است که رحیم پولی که برایش در خیریه توده شده بود را به او بخشید. «قهرمان» را دیدم. نسبت به «فروشنده» فیلم خوشساختتر اهمیت فیلمنامه کمنقصتری است. فکری ارشاد نیز اضافه کرد: حمایت ها باعث شد فرهادی منجر یک دوقطبی شود؛ در گوشه ای از ماجرا، حاکمیت همت کرد تا فرهادی را به خودش نسبت دهد و قسمتی از جمع جامعه هم فرهادی را صدای خاموش خودشان دیدند و این رویارویی سبب ساز شد فیلمساز خود را در جایگاهی ببیند که از برخی موضع گیری ها ناگزیر باشد. زاویه هایی منطقی که در بخش اعظمی از سکانس ها برای القای حساس تنش بسیار گیراست و ما را حیاتی خود به دنیای سعی به جهت نجات غرق می کند . دینامیت را می بایست تافته انقطاع بافته اصلی سایر فیلم ها دانست چرا که این فیلم به قدری توانا و اهمیت اعتماد به نفس بود که حتی منتظر بهبود اوضاع نیز ننشت و در همان تیر ماه و وقتی که هنوز در اوج و پیک پنجم کرونا بودیم به صف اکران پیوست. چنانچه یک روز یک نفر در خیابان توی گوش اصغر فرهادی نیز بزند بایستی بپذیرد؛ زیرا وارد حوزه سیاست شده هست و مردمان از او مطالبه دارند. طبق معمول اصغر فرهادی چنان بر روی پیچیدگی های فیلمنامه متمرکز شده که عملا از کارگردانی غافل شده است.

ایندکسر